میوه، بد فهمیده ترین غذا

از اولین تاریخ مکتوب، میوه نقش کلیدی در سلامت انسان داشته است. این غذای اصلی مصرف شده در باغ ضرب المثل عدن برای سال‌ها بود. در دوران طلایی انسان حدود 2500 سال پیش، میوه غذای غالب بود. این دوره زمانی در یونان باستان باعث رشد تعداد بسیار نامتناسبی از بزرگترین متفکران، فیلسوفان، هنرمندان و ورزشکاران تاریخ شد.

میوه همیشه به عنوان غذای سالم شناخته شده است و هنوز هم این جایگاه ارزشمند را حفظ کرده است. ضرب المثل قدیمی “یک سیب در روز پزشک را دور می کند” با “هر روز میوه بخورید، به روش پنج روزه” جایگزین شده است، که نشان می دهد فواید خوردن میوه به طور کامل شناخته شده است. دولت ما، صنعت سلامت، AMA، متخصصان تغذیه، متخصصان تغذیه و هر سازمان کنترل بیماری که توصیه‌های تغذیه‌ای ارائه می‌دهد، پیشنهاد می‌کنند که میوه بیشتری بخوریم. در این میان، روی دیگر سکه، افرادی هستند که به معنای واقعی کلمه از میوه دوری می کنند و دیگرانی که در واقع از خوردن میوه می ترسند. برخی از رهبران جنبش غذای خام در واقع پیشنهاد کرده اند که ما باید زندگی بدون خوردن میوه را یاد بگیریم. واضح است که کسی اشتباه می کند. بیایید ببینیم که آیا می توانیم کشف کنیم که خطا در کجا قرار دارد.

آخرین چیزی که خوردم میوه بود.

در دنیای رایج، غیرمعمول نیست که مردم به من می گویند که نمی توانند میوه بخورند زیرا معده آنها را ناراحت می کند. وقتی می‌پرسم چگونه این را تعیین کردند، به من می‌گویند که آسان است: صبح آن میوه را امتحان کردم و بلافاصله معده ناراحت شدم. سعی می‌کنم توضیح بدهم که احتمال زیادی وجود دارد که غذایی که شب قبل خورده‌اند هنوز در معده‌شان باشد، و ریختن آب پرتقال یا میوه‌های دیگر روی این غذا احتمالاً منجر به یک آشفتگی تخمیر می‌شود، یک “کمبو-ابومبو”. . من پیشنهاد می کنم قبل از افزودن میوه های تازه برای نتایج بهتر صبر کنید تا معده واقعاً خالی شود. با این حال، از آنجایی که میوه آخرین چیزی بود که قبل از شروع سوء هاضمه مصرف می شد، میوه اغلب مقصر است.

به طور مشابه، در جنبش غذای خام، میوه مقصر مشکلاتی است که ایجاد نکرده است. بر اساس محاسبات انجام شده از مشاهدات شخصی و حرفه ای، یک خام خوار به طور متوسط ​​65٪ یا بیشتر از کالری خود را از چربی مصرف می کند. این چربی عمدتاً از خوردن وعده‌های غذایی حاوی روغن‌ها، آووکادو، آجیل، دانه‌ها، آجیل و کره دانه‌ها، نارگیل و زیتون به دست می‌آید. این بیش از نیمی از میانگین ملی 42 درصدی است. در رژیم غذایی که چربی آن غالب است، سطح خون این ماده مغذی به شدت بالا می رود. چربی خون بالا منجر به قند خون بالا می شود، زیرا وقتی سطح چربی خون بالا می رود، قندها نمی توانند به خوبی از خون خارج شوند. تحت این سناریو، لوزالمعده و غدد فوق کلیوی مجبور می شوند برای کاهش سطح قند خون به سمت نرمال، سخت تر کار کنند. این باعث می شود اندام ها و غدد در نهایت خسته شده و در نهایت از کار بیفتند. این منجر به نوسانات زیادی در سطح قند خون می شود که به عنوان هایپر و هیپوگلیسمی شناخته می شود و در نهایت دیابت و خستگی مزمن را به همراه خواهد داشت. هیپوگلیسمی در نتیجه تولید بیش از حد انسولین ایجاد می شود. غده تیروئید به زودی از این روش پیروی می کند، زیرا توسط غده فوق کلیوی تحریک می شود و اغلب با ضعیف شدن غدد فوق کلیوی، کم کار می شود. سایر مشکلات هورمونی، سرطان، بیماری قلبی و بیشتر اختلالات گوارشی نیز به دلیل مصرف بیش از حد چربی ایجاد می شوند.

پس چگونه میوه مقصر است

بسیاری از علائم و شرایط ذکر شده در بالا آشکار نمی شوند مگر اینکه میوه مصرف شود. سطوح ناپایدار قند خون اغلب بلافاصله پس از مصرف حتی مقادیر کم میوه هنگامی که مصرف کننده در رژیم غذایی پرچرب قرار دارد، مشاهده می شود. با این حال، تقریباً هر شرایطی که میوه به عنوان مقصر شناخته می شود، در واقع ناشی از رژیم غذایی پرچرب است. در حالی که رهبران جنبش غذای خام همچنان میوه‌ها را به خاطر طیف گسترده‌ای از مشکلات سلامتی سرزنش می‌کنند، من باید با آنها موافق باشم که تا زمانی که مصرف‌کننده از رژیم غذایی پرچرب استفاده می‌کند، این اثرات رخ می‌دهد.

اجتناب از میوه راه حل نیست زیرا مقصر نیست. در واقع، مصرف ناکافی میوه است که خام‌خواران را به مصرف چربی‌های بالاتر از حد سالم سوق می‌دهد. قندهای ساده موجود در میوه، یعنی گلوکز و فروکتوز، ضروری هستند. آنها سوخت دقیقی هستند که توسط تمام سلول های بدن ما استفاده می شود.

وقتی فقط میوه میخورم خیلی گرسنه میشم.

یکی از شایع ترین شکایات مربوط به میوه، این ایده است که قدرت سیر کنندگی میوه پایدار نیست. داستان معمولاً به این صورت است که «من آن میوه را صبح امتحان کردم و حدود یک ساعت بعد از گرسنگی می‌میرم». در نگاه اول، ممکن است این یک ادعای معتبر در مورد عدم کفایت میوه به عنوان یک وعده غذایی به نظر برسد، اما این وضعیت مستحق بررسی بیشتر است. وقتی از ماهیت وعده غذایی میوه می پرسم، معمولاً به من می گویند: “من یک پرتقال، یا یک تکه خربزه، یک موز یا مقداری انگور داشتم.”

برای اکثر مردم، یک صبحانه معمولی معمولاً نزدیک به 750 کالری دارد. یک میوه با اندازه متوسط ​​حدود 75 کالری دارد. وقتی صبحانه فقط یک یا دو قطعه میوه می خوریم، تنها 10 تا 20 درصد از کالری هایی را که قبلاً مصرف می کردیم می خوریم، بنابراین احساس پوچی و کم انرژی می کنیم. حتی اگر هدف کاهش وزن باشد، این کاهش بیش از حد افراطی است که نمی‌تواند سیرکننده، قابل نگهداری یا از نظر تغذیه کافی باشد. وقتی توضیح می‌دهیم که میوه‌ها نسبت به سایر غذاها به جز سبزیجات دارای تراکم کالری کمتری هستند و بنابراین، اگر فرد تلاش می‌کند کالری کافی مصرف کند، میوه باید با حجم بیشتری خورده شود، گاهی اوقات قبل از فرود آمدن دوباره پرده اخراج، بارقه‌ای از درک وجود دارد. “آره، اما چقدر میوه می توانم در یک جلسه بخورم؟ شما به من می گویید که بیشتر از یک تکه خربزه یا دو موز بخورم؟” “بله” می گویم. ما می‌توانیم خودمان را آموزش دهیم که به‌راحتی وعده‌های میوه‌ای رضایت‌بخش بخوریم، و به خود اجازه دهیم تا زمانی که کاملاً سیر شویم، میوه بخوریم. این می تواند به این معنی باشد که یک خربزه کامل برای صبحانه یا شش، دوازده یا حتی تعداد بیشتری موز برای ناهار می خورید. سه عامل اصلی در احساس سیری دخیل هستند، و در اینجا چگونگی شکل گیری میوه در هر یک از آنها آمده است:

به احتمال زیاد در کودکی شنیده اید که مادرتان می گوید: «قبل از غذا شیرینی نخورید، اشتهای شما را از بین می برد». در واقع، او توضیح می‌داد که میوه‌ها غذای سیرکننده‌ای هستند، اگرچه ممکن است در آن زمان از آب نبات یا سایر غذاهای کمتر قابل قبول صحبت کرده باشد. حتی افزایش اندک قند خون به محدوده بالاتر از حد طبیعی منجر به احساس سیری می شود. میوه مطمئناً قندهای لازم برای چنین افزایشی را تامین می کند و از این رو بسیار سیر کننده است. به همین دلیل است که بسیاری از مردم در ابتدا به خوردن مقدار کمی میوه راضی می شوند.

یکی دیگر از دلایلی که خوردن میوه باعث سیری می شود، محتوای بالای مواد مغذی ضروری آن است. ترکیب غذایی میوه بیشتر از هر گروه غذایی دیگری به تقلید از طیف کامل نیازهای غذایی انسان نزدیک است. همچنین، مواد مغذی موجود در میوه به راحتی قابل دسترسی و جذب هستند، زیرا میوه نسبت به سایر غذاها به هضم کمتری نیاز دارد. بسیاری از مواد مغذی موجود در میوه اصلاً نیازی به هضم ندارند. آنها به راحتی جذب می شوند. اینها عبارتند از: آب، شکر، مواد معدنی، ویتامین ها و بسیاری از مواد مغذی گیاهی، اما به آنها محدود نمی شود. اگرچه قابل هضم نیست، فیبر موجود در میوه نرم و محلول است و در نتیجه روی غشاهای ظریف دستگاه گوارش ملایم است و در عین حال دسترسی نسبتاً آسانی به مواد مغذی موجود در آن را فراهم می کند. این عوامل با هم ترکیب می‌شوند تا میوه‌ها را به سیرکننده‌ترین غذاها تبدیل کنند.

آخرین اما نه کم اهمیت، سطح سیری ما به طور مستقیم با حجم غذایی که مصرف می کنیم، مرتبط است. به این ترتیب، برای اینکه احساس سیری کنیم، باید حجم قابل توجهی غذا بخوریم. تمام مواد مغذی ضروری ما را می توان در یک قرص یا مکعب متمرکز کرد و تنها در چند لقمه مصرف کرد. در حالی که برخی از متخصصان ممکن است چنین وعده غذایی غلیظی را از نظر تغذیه ای کامل بدانند، تحقیقات بارها نشان داده است که افراد به دلیل حجم ناچیز آن به طور رضایت بخشی سیر نمی شوند. میوه دقیقاً به دلیل چگالی کالری پایین آن، حجم غذای سیرکننده‌ای را در هر وعده کاملاً تأمین می‌کند. در واقع، برای بسیاری از افرادی که به وعده‌های غذایی کم‌حجم و سرشار از چربی که معمولاً مصرف می‌شوند عادت کرده‌اند، کسب رضایت از یک وعده غذایی از همه میوه‌ها در ابتدا معمولاً یک چالش حجمی به ظاهر غیرقابل حل است. “شکم من نمی تواند همه اینها را تحمل کند!” مردم باور دارند با این حال، اگر آنها چالش را بپذیرند و چند روز به آن پایبند باشند، یاد می‌گیرند که می‌توانند به مقدار کافی غذا بخورند و احساس رضایت خواهند کرد و از مزایای بهبود سلامتی بهره‌مند خواهند شد.

میوه یک وعده غذایی ایده آل است

کمی تمرین لازم است تا یاد بگیرید چه مقدار میوه برای یک وعده غذایی که تا چند ساعت تا وعده بعدی سیر می شود کافی است. به همان اندازه درست است که یک تنظیم ذهنی برای گسترش درک فرد از اینکه چه مقدار میوه واقعاً در یک وعده غذایی مناسب است، مورد نیاز است. با تجربه کافی، توانایی فرد برای مصرف وعده‌های غذایی میوه‌ای بسیار رضایت‌بخش افزایش می‌یابد تا به یکی از لذت‌های بزرگ زندگی تبدیل شود. به هر حال، میوه یک غذای سالم است. هر کسی که علاقه مند به دستیابی، حفظ و به دست آوردن سلامتی بیشتر است، باید مصرف میوه را به عنوان غذای غالب خود در نظر بگیرد.