قتل 4 ایرانی توسط جنایتکار افغان! – عنوان کوتاه


یک مرد افغان که سال ها پیش در جریان درگیری های افغانستان مرتکب جنایت شده و زندانی شده بود، پس از ورود طالبان موفق به فرار از زندان شد و به ایران گریخت تا یکی از فجیع ترین جنایات سال را در رفسنجان انجام دهد. او با این تصور که هموطنانش می خواهند او را به پلیس افغانستان تحویل دهند، 6 افغان و 4 ایرانی را با چاقو کشت.

ساعت 19:00 یکشنبه پانزدهم مرداد ماه در یک باغ پسته در حوالی چاه موتور کشاورزی احمدآباد شور در بخش بهرمان شهرستان رفسنجان درگیری خونین رخ داد. مرد افغانی که در حالت عادی نبود با دو تن از کارگران شاغل در چاهموتور که هموطنانش بودند، رفت و با ضربات چاقو آنها را کشت.

قاتل که چاقو به دست داشت سپس به سمت چند ایرانی که در یک مزرعه کشاورزی کار می کردند هجوم برد و آنها را مورد اصابت قرار داد.

در همین حال تعدادی از اتباع افغانستانی که در آن نزدیکی بودند و قاتل را می شناختند برای دستگیری او با هم درگیر شدند اما مرد افغان آنها را دیوانه وار کتک زد و سپس فرار کرد.

دقایقی بعد گزارش این حادثه خونین به اورژانس، پلیس و قاضی ویژه قتل صادر شد و تیم های جنایی و امدادگران اورژانس راهی محل حادثه شدند.

تعدادی از افرادی که چاقو خورده بودند جان باختند، اما تعدادی دیگر هنوز زنده بودند و برای مداوا به مراکز درمانی منتقل شدند.

با حضور پلیس و تیم قضایی مشخص شد در جریان این حملات 11 نفر با چاقو زخمی شده اند که در این میان 4 نفر ایرانی و بقیه اهل افغانستان بودند.

فردی که به طرز وحشیانه ای این 11 نفر را با چاقو مجروح کرد یک مرد افغان بود که در تحقیقات اولیه هویت وی مشخص شد اما هنوز انگیزه وی از این قتل ها مشخص نشده است.

برادر وی که در این درگیری حضور داشت، اولین فردی بود که دستگیر شد، اما وی مدعی شد که در قتل‌ها نقشی نداشته و سعی کرد جلوی برادرش را بگیرد، اما ناکام ماند.

وی گفت: برادرم مشکلات روحی و روانی داشت و مدت ها بود که به شیشه اعتیاد داشت و هر از چند گاهی توهمات عجیبی داشت. او در افغانستان یکی از دزدان و اغتشاشگران امنیتی بود و حتی بارها من و اعضای خانواده ما را تهدید به کشتن کرد.

2 ساعت بعد

نام قاتل خطرناک به سرعت به لیست افراد تحت تعقیب اضافه شد و جستجو برای دستگیری وی آغاز شد. همان موقع بود که از بیمارستان خبر رسید تعدادی از مجروحان بر اثر خونریزی در بیمارستان فوت کرده اند. به این ترتیب تعداد قربانیان این حادثه به 10 نفر رسید; 6 افغان و 4 ایرانی و از میان مجروحان تنها یک نفر زنده مانده و هم اکنون در بیمارستان تحت مداوا است.

تحقیقات گسترده ای که توسط تیم جنایی برای دستگیری قاتل مخوف آغاز شد در کمتر از 2 ساعت به نتیجه رسید و مشخص شد این مرد به شهرستان انار متواری شده است.

در حالی که هوا تاریک شده بود، متهم با چراغ خاموش سوار موتورسیکلت شد و خود را به شهرستان انار رساند و به نظر می رسید قصد دارد به مرز برود و از ایران فرار کند.

وقتی وارد شهر شد دسته های عزاداری در خیابان برپا بود و علاوه بر آن گشت پلیس در آن منطقه بود.

قاتل وحشت زده به محض مشاهده ازدحام جمعیت و گشت کلانتری با موتور خود به اطراف رفت و سعی کرد از راه دیگری فرار کند اما ماموران که تا آن لحظه اطلاعات کاملی از وی داشتند شناسایی و به تعقیب او می پردازند.

قاتل خطرناک قصد فرار داشت و در حالی که چاقو در دست داشت به شکم خود و یک بار به گردن خود ضربه زد و ناگهان روی زمین افتاد.

ماموران با دیدن این صحنه با اورژانس تماس گرفتند و دقایقی بعد مرد جنایتکار تحت مراقبت به بیمارستان منتقل شد و مشخص شد که جراحاتش عمیق نبوده و جانش در خطر نیست.

دشمنی شخصی

وی با حضور تیم تحقیق در بیمارستان، انگیزه خود از این جنایت شنیع را اختلاف با همشهریان و مسائل شخصی خود عنوان کرد.

ایمان شهسواری دادستان عمومی و انقلاب رفسنجان که از همان لحظات اولیه وقوع حادثه در محل جنایت حضور داشت و دستورات ویژه ای برای دستگیری قاتل صادر کرد، گفت: قاتل که هم اکنون در بیمارستان این شهرستان بستری است. انار 6 نفر از همشهریان و 4 ایرانی را به قتل رساند. اعتراف کرده اند

ادامه می دهد: متهم به گفته خانواده اش گاهی دچار توهم و انگیزه شخصی برای ارتکاب این جنایت بوده است.

هرچند تحقیقات دقیق از متهمان هنوز انجام نشده است، اما بر اساس تحقیقات اولیه مشخص شده است که متهم چندین سال پیش در افغانستان مرتکب جنایت شده و به اتهام قتل در زندان به سر می برد. با روی کار آمدن طالبان موفق به فرار از زندان شد و سپس به صورت قاچاق وارد ایران شد و به همراه خانواده (خواهران و برادرانش) در شهر رفسنجان ساکن شد و مشغول به کار شد.

آن طور که تحقیقات نشان می دهد انگیزه قاتل افغان اختلاف با همشهریانش بوده است و متأسفانه چندین ایرانی بدون درگیری با وی با ضربات چاقو کشته شدند.

قاتل تصور می کرد که همشهریانش (افراد کشته شده) قصد دارند او را به پلیس افغانستان تحویل دهند و به همین دلیل احتمال می رود زنان افغانی که او کشته است از خانواده مقتول و کشته شده توسط او در افغانستان باشند.

حال با دستگیری متهم باید منتظر ماند تا از بیمارستان مرخص شود و به صورت تکمیلی و تفصیلی بازجویی شود.

از سوی دیگر بررسی ها نشان می دهد تمامی افرادی که در این حادثه جان خود را از دست داده اند جوان و میانسال بوده و در محل چاه کشاورزی مشغول به کار بوده اند.

تاریخچه شاهدان

نام یکی از قربانیان ایرانی این حادثه حمید شمس الدینی است که 45 سال بیشتر نداشت. دختر خواهرش می گوید: درگیری قاتل با چند افغان دیگر از خانه یکی از دوستانش آغاز شد و پس از کشته شدن چند نفر در آن خانه به سفر رفت و در بیابان اطراف شهر چشمش را دید. یکی را صدا کرد و گفت: «ببین، چیزی در سرم هست.» سپس وقتی مردم به سراغ او می‌آمدند، با چاقو به آنها حمله می‌کرد.

خواهرزاده مقتول در پایان گفت: قاتل کارگر مزرعه بوده و تا به حال در نزاع شرکت نکرده بود اما از برخی امدادگران اورژانس شنیدیم که قاتل ضرباتی را به نقاط کشنده بدن مقتول وارد کرده است.

احمد و مهدی عسگری پدر و پسری بودند که بر اثر ضربات وحشیانه این قاتل به نام صمد خان در زمین کشاورزی خود مورد اصابت قرار گرفته و جان خود را از دست دادند.مجید عسگری 60 ساله پسر عموی احمد در این باره توضیح می دهد: درگیری صمد چند افغانی را از اتاق چند نفر است و ما هنوز نمی دانیم چرا این درگیری رخ داده است. او به سراغ پسر عموی 60 ساله ام و پسر 30 ساله اش مهدی رفت و بدون هیاهو و دعوای قبلی آنها را با چاقو زد. صمد را کم و بیش چند سالی می‌شناختیم، می‌دانستیم او کارگر باغ‌ها و مزارع کشاورزی است، اما هیچ‌گاه رفتار خشونت‌آمیز او را ندیدیم.

یکی دیگر از افرادی که در این حادثه جان خود را از دست داده مردی میانسال به نام رضا پارکو است که دارای 7 دختر و یک پسر است و در حین کار در پسته خود به طور ناگهانی با چاقو مورد حمله قرار گرفت. وی مورد حمله یک شهروند افغان قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

داماد رضا پرخو می گوید: دیروز حوالی ساعت 2:30 بعدازظهر بود که پدرشوهرم برای کار بیرون رفت. کمی بعد با تنها پسرش تماس گرفت و گفت که دارد روی زمین پسته می کارد که یک تبعه افغانستانی از پشت به او حمله کرد و با چاقو به او ضربه زد. ما قاتل را می‌شناختیم، اما فقط اسمش را می‌دانستیم و پدر شوهرم می‌دانست که او کارگر زمین‌های کشاورزی مردم است. هیچ مشکل و دشمنی با او نداشت و نمی دانم چرا بی دلیل از پشت به پدر شوهرم حمله کرد. در این چند سالی که او را دیدیم، رفتار غیرعادی از او ندیدیم، اگر سابقه مشکل آفرینی داشت، هیچکس به او شغل نمی داد.