فرزند شما چاق است (صحبت مستقیم برای والدین)

من می‌توانستم به جای «چاق» بگویم «چاق»، «چاق»، «جنگ‌پشت»، «چاق» یا «چاق»، اما این فرمول‌بندی‌های کلامی است که روش‌های بهتری برای گفتن «چاق» است. مثل این است که به جای شکنجه بگویید «بازجویی تقویت شده» از زندانیان. من معتقدم که همه ما می دانیم چربی به چه معناست و فکر می کنم این به بهترین وجه بیانگر احساس فرزندانمان است. چاق ظاهر و احساس زشتی دارد. همسالان به فرزندان شما چاق نمی گویند بلکه آنها را چاق می نامند. من متوجه هستم که این عبارت خشن است، اما ما یک بحران بهداشت ملی فعلی داریم و پیش بینی می شود که بدتر شود. با توجه به مطالعه مرکز بهداشت عمومی جان هاپکینز بلومبرگ در سال 2007، “اگر میزان چاقی و اضافه وزن با سرعت فعلی خود ادامه یابد، تا سال 2015، 75 درصد از بزرگسالان و نزدیک به 24 درصد از کودکان و نوجوانان ایالات متحده به این روند ادامه خواهند داد. اضافه وزن یا چاق باشد.” شاید همه ما به یک دوز واقعیت “در چهره شما” نیاز داشته باشیم. به هر حال، من هرگز مستقیماً به هیچ بچه ای نمی گویم که چاق است، اما همسالان آنها و حتی خواهر و برادرهایشان این را خواهند گفت.

والدین، ممکن است باور داشته باشید که هیچ کاری نمی توانید در مورد آن انجام دهید. اکثریت هیچ کاری نمی کنند. اگر یکی یا هر دوی شما چاق هستید، احتمالاً احساس می کنید حق مداخله ندارید. از این گذشته، کودک شما مطمئناً به هر تلاش صادقانه ای برای کمک می گوید: “ببین چه کسی دارد صحبت می کند!” -و می دانید، فرزند شما درست می گوید. اگر نمی توانید با مشکل اضافه وزن خود مقابله کنید، منبع معتبری برای مشاوره نیستید. درست؟ هنوز امیدی هست.

اگر هیچ یک از شما چاق نیستید، حدس می‌زنم که فکر می‌کنید منبع معتبری برای ارائه حمایت هستید — بیشتر از والدین چاق. با این حال، چیزهای زیادی وجود دارد که باید در مورد کودکان چاق خود بدانید. آنها از نظر روحی آسیب می بینند. آنها مکرر یادآوری می کنند که خیلی بزرگ هستند – آینه هایشان آن را پخش می کند. همسالانشان در مدرسه بی‌رحمانه آنها را اذیت می‌کنند و تلویزیون و مجلات نوجوانان به آنها یادآوری می‌کنند که چگونه باید به نظر برسند.

کودکان روی مسائل بهداشتی تمرکز نمی کنند. آنها بر نحوه پذیرش آنها توسط همسالان خود تمرکز می کنند. بنابراین، سخنرانی در مورد مشکلات احتمالی (دیابت) تاثیری ایجاد نمی کند و انگیزه زیادی برای کاهش وزن ایجاد نمی کند. آن‌ها می‌خواهند مورد توجه همسالانشان قرار بگیرند، ارزش‌گذاری شوند و مورد پسندشان قرار بگیرند. آنها متوجه می شوند که چاقی آنها را برای دستیابی به این نیازهای قدرتمند و عادی باز می دارد. در این نقطه، آنها پتانسیل بیشتری برای افسردگی و اضطراب دارند که ممکن است منجر به پرخوری بیشتر شود.

دختران تمایل دارند پریشانی خود را از طریق افسردگی و عزت نفس ضعیف درونی کنند و پسران تمایل دارند که از طریق رفتار کردن، دعوا کردن، مصرف مواد مخدر/الکل یا سایر رفتارهای ضداجتماعی، برون گرا شوند. آنها احساس می کنند که دوران کودکی عادی آنها از آنها ربوده شده است، نارضایتی آنها بسیار زیاد است، و آینده آنها تیره و تار است. از کجا این را بدانم؟ آنها این احساسات را در روان درمانی با من در میان گذاشته اند. درد آنها را به عنوان درمانگرشان احساس کردم.

با توصیه های احتیاطی مورد انتظار، کودکان باید معاینه کاملی دریافت کنند تا هرگونه مشکل پزشکی که ممکن است در وضعیت وزن آنها نقش داشته باشد رد شود. هنگامی که یک مشکل پزشکی وجود دارد، این مسئولیت مشترک پزشک و والدین است که به کودک کمک کنند. با متخصصان دیگر مانند متخصص تغذیه یا متخصص تغذیه مشورت کنید. اگر هیچ مشکل پزشکی در علت شناسی مشاهده نشود، والدین باید به دقت انتخاب های سبک زندگی را که توسط فرزندان و خودشان انجام می شود، مشاهده کنند. این به راحتی گفته می شود، اما انجام آن بسیار دشوار است. درک کنید که کودکان و آن دسته از جوانانی که در حال حاضر توئین نامیده می شوند (11، 12 و 13 ساله)، در مهارت های خود شاگردی به طور کامل رشد نکرده اند (روانشناسان آن را ویژگی های خودتنظیمی می نامند) و در نظارت بر انتخاب های رفتاری خود ضعیف عمل می کنند. این وظیفه والدین است که به آنها کمک کنند بدون اینکه به عنوان سخنرانی، نق زدن و ایجاد جنگ قدرت به آنها کمک کنند. این یک عمل متعادل کننده دشوار است.

با شروع بلوغ، تغییر بدن هر دو جنس می تواند برای برخی طاقت فرسا باشد. تحقیقات اخیر در مورد اثرات بلوغ به وضوح نشان می دهد که برای اکثر نوجوانان و نوجوانان، بلوغ به عنوان یک رویداد منفی تلقی نمی شود. بلوغ باعث چاق شدن فرزند شما نمی شود. برای کسانی که پایه پزشکی ندارند، چه چیزی باعث چاق شدن جوانان ما می شود؟ بیایید آنچه را که قبلاً می دانید بررسی کنیم.

به کلمه بی تحرکی فکر کنید. حالا به تلویزیون، تلفن همراه، بازی های ویدیویی، فیلم، رانندگی یا راندن در ماشین، اتوبوس مدرسه، کاهش کلاس های تربیت بدنی، افزایش ساعات اختصاص داده شده به خواب و انبوهی از رفتارهای دیگر فکر کنید و متوجه می شوید که همه این فعالیت ها فعال نیستند، اما کم تحرک هستند. با وجود تعداد زیادی از مادران در نیروی کار، آماده سازی غذا، برنامه ریزی وعده های غذایی تغذیه ای و عزم نظارت بر مصرف غذاهای چرب توسط فرزندشان به دلیل خستگی زندگی معاصر ضعیف شده است. مکان‌های پیتزا، همبرگر و کلبه‌های مرغ سرخ‌شده در شریان‌های اصلی شهرها و شهرهای ما قرار گرفته‌اند، و خانواده را تشویق می‌کنند تا باسن‌های بزرگ خود را پارک کنند و این غذا را با سیب‌زمینی‌های سرخ شده در کنار خود بخورند. البته همه اینها می توانند فوق العاده باشند!

با ظهور دو همسر که کار می کنند، خدمات خدمتکار و چمن اغلب گنجانده شده است. من در چندین زیرمجموعه طبقه متوسط ​​زندگی کرده ام، جایی که کارگران خدمات چمن به محله ها سرازیر می شوند تا چمن ها را لبه بزنند، برش دهند، مرتب کنند و چمن ها را مرتب کنند، در حالی که نوجوانان و نوجوانان پیش از نوجوانی با تلفن های همراهشان به گوششان می چرخند. البته انجام چند کار با خوردن یک ساندویچ کره بادام زمینی/ژله روی نان سفید. فکر نمی‌کنم بچه‌ها تنبل باشند، اما به‌طور مؤثر توسط والدینشان هدایت نمی‌شوند. به کالری هایی فکر کنید که با فشار دادن جاروبرقی یا ماشین چمن زنی یا شستن ماشین می توانید بسوزانید!

بایدها و نبایدهای والدین

– به عنوان والدین، از ظاهر خود شکایت نکنید. این احتمال وجود دارد که فرزند شما نیز همین کار را انجام دهد. همچنین، در مورد سایز دیگران نظرات منفی ندهید، زیرا فرزندان ما این ایده را در خود جای می دهند که اگر شبیه افرادی شوند که شما از آنها انتقاد می کنید، شما را ناامید خواهند کرد. آنها نمی خواهند از نظر شما یک شکست خورده باشند.

– اگر یکی یا هر دوی شما چاق هستید، به فرزند چاق خود دستور ندهید که کاری را انجام دهد که شما انجام نمی دهید. به عبارت دیگر، اگر نمی توانید یک رژیم غذایی یا برنامه ورزشی مناسب را الگو برداری کنید، دهان خود را ببندید تا زمانی که بتوانید یک الگوی موثر باشید. اگر آنها را از روی کاناپه می خواهید، از روی کاناپه بلند می شوید.

– بدون غر زدن، ورزش بدنی را با تبدیل آن به یک فعالیت خانوادگی تشویق کنید. از فرزندتان درخواست کنید که به شما ملحق شود، هرگز درخواستی نداشته باشید، زیرا ممکن است به جنگ قدرت دامن بزند. اگر به خواسته‌ها، آرزوها یا آرزوهایتان نرسیدید، اگر به خواسته‌هایتان نرسیدید، ناراحت نخواهید شد.

– از بحث های مداوم در مورد رژیم های غذایی خودداری کنید. اکثر کودکان و نوجوانان از رژیم های غذایی آگاه هستند. اگر به این موضوع فشار بیاورید، احتمال مخالفت و سرکشی آنها بیشتر است.

– به عنوان یک خانواده، در مورد تغذیه و ورزش بیاموزید. احتمال همکاری آنها بیشتر است.

– این افسانه را که “خوب به نظر رسیدن” مهمترین چیز در پذیرش آنها توسط دیگران است، از بین ببرید. صادقانه روی ویژگی های آنها مستقل از نوع بدن آنها تمرکز کنید.

– بیشتر وعده های غذایی سالم را می توان در حدود 30 دقیقه آماده کرد، تقریباً همان زمانی که برای رفتن به یک فست فود صرف می شود. سعی کنید بیشتر وعده های غذایی خود را در خانه بخورید تا بتوانید غذاهای چرب را کاهش دهید.

– فرزندان خود را با خود به خرید مواد غذایی ببرید. با هم، غذاهایی را انتخاب کنید که ممکن است از آنها لذت ببرند و بخشی از یک رژیم غذایی خوب است.

– هنگامی که فرزندان خود را در حال تلاش برای تغذیه سالم و ورزش می بینید، آنها را تحسین کنید.

– در صورت امکان، به عنوان یک خانواده با هم غذا بخورید. سعی کنید مکالمات دلپذیری داشته باشید. خوردن غذا با فعالیت های مثبت مرتبط می شود در مقابل غذا و خوردن با اضطراب مرتبط است. والدین هرگز از غذا به عنوان یک تقویت کننده مثبت برای فرزندانتان استفاده نکنید.

– جشن ها را حول یک فعالیت دلپذیر برنامه ریزی کنید، نه یک جشن غذایی که ممکن است در آن پرخوری رخ دهد.

– اگر فرزندتان با شما تماس گرفت و اعتراف کرد که مورد تمسخر قرار گرفته است. گوش کن، راحت باش، سخنرانی نکن، تهدید نکن که به مدرسه می‌روی و با بچه‌های متلک‌زن، مدیر، معلم مقابله نکن. فقط گوش کن و راحت باش از کودک بپرسید که آیا می توانید کمکی کنید و پاسخ او را بپذیرید.

– اگر کودک درخواست کمک کرد، در حد توان خود به آن عمل کنید. اگر به کمک نیاز دارید، منابعی را در جامعه پیدا کنید. نشان داده شده است که برنامه های اصلاح رفتار برای مشکلات وزن موثر است.

– اگر مشکوک هستید که کودک شما دارای اختلالات خوردن است، مانند غذا خوردن اجباری، پرخوری عصبی یا مخفی کردن غذا در اتاقش. به دنبال کمک حرفه ای باشید

چاقی در کودکان در بیشتر موارد قابل رفع است. نیاز به تلاش اختصاصی والدین دارد. هنگامی که الگوهای غذایی ناسالم ایجاد شد، تغییر آن دشوار است، اما غیرممکن نیست. والدین باید کسانی باشند که فرزندان خود را که دارای این اختلال ناتوان کننده هستند راهنمایی کنند. این باید طرز فکر والدین باشد. چاقی می تواند به یک مشکل طولانی مدت با عواقب جدی تبدیل شود. اگر برای انجام کاری در مورد آن به کودک تکیه کنید، تفکر اشتباهی ایجاد کرده اید. اگر فکر می‌کنید فرزندتان مشکل را «بزرگ می‌کند»، اشتباه می‌کنید. شما به‌عنوان والدین باید طوری واکنش نشان دهید که گویی فرزندتان یک بیماری قابل درمان دارد. چه برنامه ای هماهنگ وجود دارد. شما باید در کنسرت باشید. بیش از هر چیز دیگری، آنچه را که دوست دارید فرزندتان در عادات غذایی، ورزش و سبک زندگی شما شاهد باشد الگوبرداری کنید. بگذارید ببینند که شما دومین وعده سیب زمینی را از خود سلب می کنید. از روی کاناپه پیاده شوید تا پیاده روی کنید، به جای آسانسور از پله ها بروید و ماشین خود را بشویید. روز به روز به تدریج شاهد عادات خوب خواهند بود و بدون اینکه حرفی زده شود دنبال خواهند شد. این کار را انجام دهید. سلامت فرزندتان تصویر بدن و عزت نفس ارزش این تلاش را دارد.