در ستایش وزارت تنهایی – تیتر کوتاه


شاپور پیش آبادی -خبرنگار

اولا: آمار جایی برای ابهام باقی نگذاشته است. اعداد هیچ ربطی به انسانیت ندارند. نمودارهایی برای خوشامدگویی به شما و آقایان؛ تره فرنگی را هم له نمی کنند. خواه توجه ما را به خود جلب کرده باشد یا خیر. باب مهمان ماست یا نه. ایران وارد عصر جدیدی می شود. چرخیدن روی همان پاشنه، دیگر بازگشتی نخواهد داشت. بر اساس داده های جمعیت شناختی، پدیده ای که قرار است در مورد آن بنویسم، سال هاست وجود داشته است. قطعات پازل در 20 تا 30 دهه تکمیل خواهند شد: یک ایران پیر.

دوما: از سن تولد استقبال می کنیم. انحراف از قاعده مرگ نرخ زاد و ولد به زودی در مقایسه با نرخ مرگ و میر صفر خواهد شد. قطار – تعلیم دادن؛ سوار ریلی شد که نباید می رفت. آیا ترمز قابل نصب است؟ آقایان می گویند “بله”. گفته می شود که وی اشاره می کند که «قانون اطفال و نوجوانان» به تصویب نمایندگان رسیده است. آن هم با تایید اکثریت قریب به اتفاق! می گویند یک انگیزه کلی برای جوانان در نظر گرفته ایم که ازدواج کنند، متاهل ها، شبهات را کنار بگذارند. آنها قول می دهند به زودی نرخ زاد و ولد به بالای 3 برسد. من چندان به آنها خوشبین نیستم. در شرایط اقتصادی کشور خوش بینی دلیل است وگرنه بدبینی عین واقع بینی است. آیا باید در مورد حداقل وزارت کار و مرغ 40 متری و نرخ میوه و لانه در پایین شهر صحبت کنم؟

سوم: با افزایش سن جمعیت پدیده دیگری را تجربه خواهیم کرد. این امر، مانند مورد قبلی، در تاریخ ایران کاملاً بی سابقه است: در یکی دو دهه آینده، افراد معدودی ازدواج رسمی خواهند داشت. غربی ها، به ویژه در کشورهای شمال اروپا (به رهبری کشورهای اسکاندیناوی)؛ آنها ده ها سال در این مسیر بوده اند. اما این شباهت; مبادا او ما را مجذوب خود کند. دلایل؛ زمین به هوا متفاوت است. یکی جبر است و آن اختیار. اتحاد یک “انتخاب” برای شهروندان نروژ و سوئد است. تنهایی آنها یک روش زندگی است.

بر اساس فرهنگ فردگرایانه غربی؛ «هزینه زندگی» به تنهایی مقرون به صرفه تر از زندگی مشترک است. وظایف ازدواج کمتر از منافع تلقی می شود; بنابراین آنها به رقبای او هدیه خود را دادند. آیا آنها اشتباه می کنند؟ شاید، اما آنها چنین فکر می کنند. در ایران؛ دلیل ساده‌تر و ساده‌تری برای مجرد ماندن وجود دارد: بسیاری از آنها نمی‌توانند ازدواج کنند و با هم زندگی کنند. مجرد ماندن حداقل برای اکثر مجردها. یک انتخاب نیست.

چهارم: اگر آنچه گفتم روشن نیست و تغییر اساسی در اقتصاد ایران ایجاد نمی شود و امید از دست رفته در چند دهه آینده باز نمی گردد. افراد متاهل در اقلیت مطلق خواهند بود. چه کار باید بکنیم در ناامیدی امید زیادی وجود دارد. خانم ها، خودتان را قدرتمند کنید، اما اجازه دهید افرادی مثل من اشتباه کنند و درمان را تشویق کنید. پاسخ درست بود و ایرانی ها صاحب فرزند شدند. اما در عین حال به حقیقت تلخی که تمایلی به پذیرش آن ندارند، اعتراف کنید. آقایان؛ تو انتخابی نداری؛ چشمان خود را بشویید و مجردها را متفاوت ببینید.

اولاً باید «جرم تجرد» پایان یابد. تنها؛ آنها قربانیان خالص بسیاری از قوانین موجود هستند. دو مثال کافی است: طبق قانون، حتی جوامع ناب اقتصادی نیز برای تشکیل جامعه باید ازدواج کنند. افراد مجرد می توانند در نهضت ملی مسکن ثبت نام کنند اما معرفی کلید تک منوط به ازدواج است. میزان بروز تبعیض بسیار فراتر از این دو است. به نظر من ارتش مجردها را نه تنها باید شناخت بلکه باید یک قدم جلوتر رفت. یکی از دوستانم اخیراً با یک اقتصاددان صحبت کرده است. او پیشنهاد کرد که دولت هر چه زودتر یک وزارتخانه واحد ایجاد کند.

این یک پیشنهاد منطقی است. انکار فایده ای ندارد. ارتش مجردان را دیگر نمی توان نادیده گرفت. وزارتخانه هایی که حافظ، نماینده و مدافع حقوق بشر و منافع آنها باشند مورد نیاز است. تنبیه میلیون ها نفری که تنها هستند را متوقف کنید. این انتخاب او نبود

  • نویسنده: شاپور پیش آبادی