تفاوت مانتو زنانه و پراید – عنوان کوتاه


عباس عبدی، فعال سیاسی و روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «تفاوت مانتو و پراید» به نحوه برخورد گشت ارشاد با افراد با حجاب اعتراض کرد.

عبدی در این باره نوشت:

* این توییت از سوی یکی از مدیران برجسته رسانه محافظه‌کار آمده است: «دو زن آشنا نصف روز را به میدان هفتیر و هفت‌هاوز رفتند، اما لباس مناسبی پیدا نکردند. خشمگین به من گفتند شما به مسئولین می رسی و می گویی این را درست کنند و گشت ارشاد خودکار کمتر اثر خواهد داشت. این محصولات برای چه جامعه ای هستند؟ این هم یک حرف و یک ایده است.» فرض بر این است که محتوای این توییت جعلی نیست، بلکه یک نقل قول واقعی است که توسط دو زن نوشته شده است. در نقد آن می توان به چند نکته اشاره کرد. فرض کنیم این درست باشد.

* چه نتیجه ای باید گرفت؟ معنای واضح چنین پدیده ای این است که تقاضا برای مانتوهای مورد نظر آن دو زن آنقدر کم است که به ندرت کسی حاضر به تولید آن ها می شود. اگر چنین است، چه چیزی برای بحث و شکایت باقی می ماند؟ مگر اینکه بگویند مانتو باید مطابق سلیقه این دو یا چند نفر مشابه تولید شود و همه خانم ها در هنگام خرید مانتو خود را با آن سلیقه هماهنگ کنند.

* خب این موضوع را از بین می برد و باعث انحراف دولت از اطلاعات جامعه می شود. در مورد حجاب هم همین اتفاق افتاده و تصویری غیرواقعی از جامعه نشان می دهد. علاوه بر این، احتمالاً به طور رسمی تولید این مانتوها را برخلاف قانون متوقف کرده اید، فکر نمی کنید راه های دیگری برای پاسخگویی به تقاضای زنان برای چنین مانتوهایی وجود دارد؟ الکل و مواد مخدر، که هر دو اکیداً ممنوع هستند، به طور گسترده در دسترس عموم قرار دارند، بدون در نظر گرفتن لباس هایی که نمی توانند چنین محدودیت هایی را داشته باشند.

* شاید منظورشان این است که این یک توطئه دست پنهان برای تغییر ذائقه زنان است. بعید است کسی چنین ادعای بی ربطی داشته باشد، زیرا مانتو خودرویی نیست که دو کارخانه دولتی انحصار محصولات بی کیفیتی مانند پراید را داشته باشند و مردم به هر دلیلی مجبور به خرید آن شوند.

* کافی بود به آمار کارگاه های تولید پوشاک فقط در تهران مراجعه کنید که در اینترنت موجود است، بیش از 2200 تولید وجود دارد که احتمالاً 10 تا 20 درصد آن مربوط به تولید مانتو است و اتفاقاً بسیاری از آنها افراد متدین و متدین هستند و این یعنی بازار کاملا رقابتی و بی طرفانه است. اگر علاقه ای به تولید این مدل مانتو نداشته باشند نشان می دهد که این نوع مانتو مقرون به صرفه نیست و بازار و تقاضایی برای آن وجود ندارد و این بدترین عاقبت برای طرفداران و متقاضیان این نوع مانتو و مسئول فرهنگی است.

* ممکن است این استدلال ها نیازی به ارائه نداشته باشند. نویسنده محترم می توانست یک جستجوی ساده انجام دهد و انواع مراجع مانتوهای اداری و تصاویر این مانتوها را مشاهده کند. حتی لازم نیست این کار را انجام دهید، وقتی در خیابان قدم می زنید، خانم های زیادی را می بینید که این کت ها را پوشیده اند که البته خودشان آن را دوخته اند و باید خریداری شده باشند. پس چرا موضوعی به این سادگی که انواع و اقسام شواهد بر عدم صحت و تکذیب آن دارد، توسط یک فعال رسانه ای و مدیر مسئول روزنامه مهم کشور به راحتی پذیرفته و منتشر می شود؟ و جالبتر اینکه او بیش از سه هزار لایک دارد.

* چگونه می توان موضوعی را که به این راحتی رد کرد، پذیرفت و حتی اعلام و تایید کرد؟ در واقع این افراد در صدد تایید برخی فرضیات هستند و کمتر علاقه ای به بررسی صحت علمی و منطقی این نوع گزاره ها دارند. این موضوع را می توان به راحتی و به راحتی در ویرایش مانتو رد کرد، اما در سایر موارد نمی توان آنها را به نادرستی پیشنهاداتشان قانع کرد، هر چند منطق آنها در سایر موارد به همان اندازه اشتباه و دور از عقل سلیم باشد.

* مشکل دیگر ناآشنایی آنها با مفاهیم علمی و واقعی است. اگر کسی با گزاره‌های معمول و متعارف اقتصادی آشنا باشد و بداند رابطه بین عرضه و تقاضا و آن تقاضا چه تأثیری اصلی بر عرضه دارد و نه برعکس، یا متوجه شود که نمی‌تواند چنین سلیقه‌ای را به مردم تحمیل کند، کاملاً رقابتی است. بازار، در این باید فهمید که مشکل در سیاست های مدیریتی یا اعتقاد به وجود برنامه های توطئه ای برخی افراد برای تحریف لباس زنان است. لازم به ذکر است که شکست سیاست های فرهنگی مدت ها پیش اتفاق افتاده و صدای شکستن استخوان ها نیز به گوش می رسد، اما عده ای همچنان به دنبال توجیهی عجیب هستند تا این صدا را نشنوند.

  • منبع خبر: روزنامه اعتماد